بیشترِ آنهایی که دربارهاش گفتهاند و نوشتهاند، انگار نخواستهاند باور کنند که "فرانسوا"، اینجا از همیشه عاشقتر است: جهشِ او در "اتاقِ سبز" آنقدر بزرگ است که به چشمِ خیلیها نمیآید. او به تماشای جهان نشسته است و واقعیتی آمیخته به شَک، بیناییِ دقیقِ او را به خود آغشته، و گوهرِ دروناش -عشقی دیوانهوار- را آنچنان به پارچهی ضخیمِ مرگ پوشانده که جداً هم ساده نیست اگر بخواهیم تمامِ این داستان را، کشف و دیدارِ عشقِ او به جهان از پشتِ این پوشش (این مرگ) بخوانیم. این، سخت شدنی است. اما ابهام و پیچیدگیِ داستان، پنداری به همین خاطر است. که این دیدار برایمان میسر شود...
***
این چند خط را دیشب که نشستم به تماشایِ "اتاق سبز"، نوشتم تا شاید بعدتر، بیشترش کنم اما مثلِ خیلیهای دیگر، نتوانستم. امروز خبرِ درگذشتِ "مهدی سحابی" را شنیدم. حتماً در کتابخانهیِ خیلیهایمان کتابهایی به ترجمه یا نوشتهی او هست. او از راهِ این کتابها آشنایِ بسیاری از ما شده است. من او را از کلماتش میشناختم نه بیشتر، و چه کلماتی! کارِ بسیار بزرگی که او کرده است؛ گشودنِ فضایی و ساختنِ جایی برای عبورِ "ادبیات" به زبانِ آدمهای بسیاری بوده است که هر یک لزوماً هم را نمیشناسند. اما بسیارَند آنانی که در این شهر هستند و گهگاه، عبورِ ادبیات از روزهایشان را که به چشم میبینند به "پروست" فکر میکنند؛ یا از "فلوبر"ی که خواندهاند به وجد میآیند و این وجد، زیبایشان میکند. "مهدی سحابی" راه داده است به این زیباشدنها و بهچشمدیدنِ عبورِ کلمات از روزها. یقین اگر او بسیار –فراتر از این بسیاری که من میگویم- عاشق نبود، کارِ به این بزرگی هم شدنی نمیشد.
***
این چند خط را دیشب که نشستم به تماشایِ "اتاق سبز"، نوشتم تا شاید بعدتر، بیشترش کنم اما مثلِ خیلیهای دیگر، نتوانستم. امروز خبرِ درگذشتِ "مهدی سحابی" را شنیدم. حتماً در کتابخانهیِ خیلیهایمان کتابهایی به ترجمه یا نوشتهی او هست. او از راهِ این کتابها آشنایِ بسیاری از ما شده است. من او را از کلماتش میشناختم نه بیشتر، و چه کلماتی! کارِ بسیار بزرگی که او کرده است؛ گشودنِ فضایی و ساختنِ جایی برای عبورِ "ادبیات" به زبانِ آدمهای بسیاری بوده است که هر یک لزوماً هم را نمیشناسند. اما بسیارَند آنانی که در این شهر هستند و گهگاه، عبورِ ادبیات از روزهایشان را که به چشم میبینند به "پروست" فکر میکنند؛ یا از "فلوبر"ی که خواندهاند به وجد میآیند و این وجد، زیبایشان میکند. "مهدی سحابی" راه داده است به این زیباشدنها و بهچشمدیدنِ عبورِ کلمات از روزها. یقین اگر او بسیار –فراتر از این بسیاری که من میگویم- عاشق نبود، کارِ به این بزرگی هم شدنی نمیشد.
0 comments:
Post a Comment